Sunday, June 21, 2009

Monday, June 15, 2009


*
SHAME!!!

بعضی از عکس ها دلخراش اند

http://www.boston.com/bigpicture/2009/06/irans_disputed_election.html


خبر دستگیری محمد علی ابطحی و سعید حجاریان

http://irantodaynews.mihanblog.com/post/1 شهدای امروز تهران




*

این عکس ها رو می بینم می خوام بمیرم که اینجا نشستم

جای من خالی!!! حاضرم الان دو دانگ از عمرم رو بدم و کمی باطوم بخورم
جمعیت دو میلیون نفری می شه. نه؟! کور شه چشم حسود


Sunday, June 14, 2009

*


حتما ببینید! تظاهرات تهران





Saturday, June 13, 2009

http://khordad88.wordpress.com/
http://irannegah.com/

و فیلتر شکن برای فیس بوک

http://proceed.bytemysite-proxy.info
*
بهت زده ایم و خشمگین و نگران
سی سال با تقلب و دروغ حکومت کردن
دیگر بس است

Tuesday, June 9, 2009

*
من چهار تا فحش چینی بلدم که سه تا ملوش رو بعدا اینجا می نویسم
فعلا ادب نزد بزرگان است

Monday, May 18, 2009

*
می خوام برم تو دو ماراتن شرکت کنم
اون قدر بدو ام که برسم اون سر دنیا
شاید برسم
شاید نرسم
...

Thursday, May 14, 2009

*
می گن اسفناج خیلی خاصیت داره
یعنی وبلاگ من چند پوند اسفناج می ارزه؟
می خوام مبادله کالایی کنم
...

Tuesday, May 12, 2009

*
دیشب اینقدر تو اینترنت مزخرف خوندم که تا صبح تو خواب کابووس می دیدم
الان هم خوابم داره تعبیر میشه
...

Wednesday, May 6, 2009

*
من از یه منبع تقریبا موثق شنیدم می خوان یکی از بچه ها رو از کمپانی اخراج کنن
نشستم برنامه ریختم یه کاری کنم طرف از اینجا متنفر شه تا وقتی اخراج شد اصلا خوشحال هم بشه
واسه همین روزی سه چهار مرتبه باهاش بدرفتاری می کنم

Friday, April 24, 2009

*
دارم تازگیا به چیزای مهم تری به تدریج فکر میکنم
...
زندگی تدریجی
یا مرگ تدریجی
؟

Tuesday, April 21, 2009

*
داشتم یه ایمیل فحش و فضیحت به دوستم می نوشتم که رییسم ایمیل کرد
من هم مغزم یک دونه سلول که بیشتر نداره! اشتباهی ایمیل دوستم رو واسه رییسم فرستادم
...

Wednesday, April 15, 2009

*
شده تا حالا همکارت شیرینی بپزه بیاره و تو امتحانش کنی و مزه ش برات آشنا باشه؟
جوری که حاضری قسم بخوری این رو قبلا امتحان کردی در 5 سالگی...وقتی با خواهر و پسر احمق خاله ت شاه و وزیر بازی می کردی و از قضا شده بودی نخودی و اون زمان قانون بود هر کی نخودیه باید کمی صابون بخوره
...
شیرینیش مزه صابون می داد

Saturday, April 11, 2009

*
امروز یه میخ پیدا کردم با چکش. با همکاریه چکش و میخ سوراخی در دیوار ایجاد کردم ولی سوراخ دیوار دیده نمیشد چون میخ توش گیر کرده بود و در نمی اومد. بعد رفتم یه قاب عکس پیدا کنم
...

Friday, April 3, 2009

*

تا حالا شده بری مهمونی برات تو یه کاسه سنگی غذا بیارن؟
بعد خدایی نکرده غفلت کنی دستت بخوره به کاسه نصف بدنت در جا دم پخت بشه
من شیش تا پوست انداختم تا غذام تموم شد
...

Thursday, April 2, 2009

*
بعضی کلاه ها خودین
بعضی کلاه ها غیر خودین
من از کودکی کلاه خود دوست داشتم
از اوناش که تنگ نبود و سرم توش گیر نمیکرد